آوای باران
خیلی از منو شما گدای نبش بانک صادرات مرکزی رو هر روز میبینیم و یا اون جونی که دو دستش از مچ قطع
شدن رو بارها دیدیم و هممون هم از سر ترحم به اونا کمک کردیم.
بیشترمون به اون مادر و دختر بی نوا که تو بازار میچرخن حتما کمک کردیم.
پیرمرد سوار سه چرخه که نبش خیابون سعیدی(سمساریا)وا میستادو هممون به خاطر داریم ،بنده خدا
مرحوم شد،تو یه شب سر زمستونی فوت شدو شهرداری جنازشو به گورگن داد و هیچ کس هم واسش
گریه نکرد.
اینایی که گفتم رو همه همشهریان عزیز اندیمشکی دیدن و میشناسن و به خاطر مبارکشون هست
سرگذشت تقریبا همه اونا واسه ما معلومه ،بی نوایی و بی کسیشون بر هیچ کس پوشیده نیس
و مردم نجیب هم در حد بضاعت به همه اونا تا حد امکان کمک کردن،
ولی
دوستان پیا خووه رو هم که دیدین،همون آقای کت و شلواری که پیش همه دفاتر ازدواج دیدینش
و یا اونو خواهید دید،همه افراد با آبرو رو تو معذورات میندازه و از همه هم پول درشت میگیره و
زیر پنج هزار تومنو هم تحویل نمیگیره.
سید دو هزار تومنی رو هم که معرف حضور همتون هست،و یا امثالهم که خیلی زیادن و از احساسات
مردم نجیب نهایت سوء استفاده رو میبرن.
تا چند وقت پیش هر وقت تلویزیون برنامه ای در نکوهش کمک به متکدیان نشون میداد زمین و زمونو
بنده به هم میرسوندم و هزاران بدو بی راه به تهیه کننده و کارگردان که چکار این بنده خداهای بی
پناه دارن که نمیزارن مردم کمکشون کنن و همه فیلمها رو فیلم میدونستم و همه متکدیان رو نیازمندان
واقعی میدونستم،تا چند روز پیش............
با چشمان خودم شاهد پیاده شدن تعدادی خانم از یک دستگاه پیکان بودم که راننده برای تکدی گری
برای ایشان حد و حدود تعیین میکرد و وظایف آنها را بهشون گوشزد مینمود.
دوستان با اینکه خیلی از متکدیان نیازمند واقعیند ولی بسیاری از افراد سود جو این راه را وسیله ای
برای کسب درآمدهای باد آورده برای خود و رسیدن به امیال پلید خود نموده احساسات مردم را به
سخره گرفته اند.
همه با هم بیاییم به افراد نیازمند واقعی جامعه کمک کنیم و شناسایی این افراد در شهری مثل
شهر خودمان بسیار سهل و راحت است.
بچه های خیابانی،فروشندگان کیسه زباله که کیسه 200تومنی را2000تومان به منو شما قالب میکنند،
خانومهای کولی که در منزل من و تو را میزنند ووووووووو البته پیا خوووه همه کاسبانی هستند که جیب
مردم شریف را بهترین بانک دیده و کالایشان اشک تمساح یا پر رو گریشان نزد دوستان صمیمیمان
است،پس بیاییم دلمان را بیخود و بیجهت برای این افراد کاسب نسوزانیم که هر کمک ما به آنها
ریشخند های آنها را برای ما به همراه دارد.
امثال شکیب آوای باران در شهر ما و همه شهرها وجود دارند و. واقعیند،سریالهای این چنینی هر
روز در شهرهای مختلف اتفاق می افتد ولی همه سر سری از کنار آن میگذریم.
راستی گدایان پاکستانی از قلم افتادند که خواهشمندم ایشان را نیز مد نظر قرار داده در ردیف کولی
های خودمان قرار داده و هر چه دسته اول لیاقت دارند برای ایشان نیز یکسان بدانید.
ممنونم